فوران

مدال طلای «بحث‌های فرسایشی» میرسه به بحث‌های مالی مربوط به ازدواج. مدال نقره‌ش هم میرسه به بحث‌های انتخاب رشته. مدال برنزش رو هنوز پیدا نکردم و امیدوارم هیچ وقت هم پیدا نکنم و تجربه‌م در همین حد بمونه. گاهی فکر میکنم چی میشه که میشینیم دور هم بعدش یهو یکی یه چیزی میگه، اون یکی یه خرده در برابرش موضع میگیره و بعد هی این میگه و اون میگه تا کار میرسه به دعوا؟ و خب وسط دعوا نقل و نبات که پخش نمی‌کنن. اما یه چیزی هم هست. خیلی‌ها میگن حرف‌های آدم‌ها موقع عصبانیتشون رو به دل نگیرین. به نظر من ولی شاید اون لحظه‌ی دعوا اون حرف‌ها با لحن و صدای بدی گفته بشن اما صادقانه‌ترین حرف‌هان. چون تو دعواها دل‌ها یهو شروع به فوران میکنن و هرچیزی رو که مدت‌ها تو خودشون نگه داشته بودن میریزن بیرون. این بیرون‌ریخته‌ها تلخن؛ مثل زهرمار‌. اما حقیقی‌ان و خب شنیدین که میگن حقیقت تلخه؟ آره منم شنیدم و این دومین یا سومین باریه که به وضوح تلخی‌ش رو حس می‌کنم.

زندگی ذاتش مثل گودزیلاست؛ عجیب، غیرقابل پیش بینی، گاهی وحشتناک، گاهی جالب، گاهی آرام.
چطور می شود گودزیلا ها را رام کرد؟ و چطور می شود افسار گودزیلا را به دست گرفت؟
این همان چیزیست که آدم ها را به حرکت وا می دارد...

:)
پیام های کوتاه
Designed By Erfan Customized by a Friend