:) before

1) این آخرین باریه که قبل از کنکور 98 منو میخونید. بعدشم نمیدونم چی میشه دیگه. اگه تا یکی دو روز بعدش خبری ازم نشد، دو حالت داره. یا مُردم و یا کنکورمو خراب کردم. 

2) تو شهر ما سه تا دانشگاهه. البته با یه دانشکده علوم پزشکی که تاپ ترین رشته ش پرستاریه. همیشه کنکور تو دانشگاه دولتی برگزار میشده و من اونجا رو تقریبا مثل کف دستم بلدم. در کمال ناباوری امسال تو دانشگاه آزاد هم کنکور برگزار میشه و من افتادم اونجا. حتی نمیدونستم از در که وارد شم باید کدوم وری برم :/ ولی دوشنبه با بابا رفتیم توشو کامل گشتیم. همه جا به جز سالن ورزشیشو که درش بسته بود. مسئول برگزاری کنکورشم پیدا کردیم. گفت 400 نفر تو سالنن و سالن کولر درست حسابی نداره. میدونید ینی چی؟ ینی هیچی.والا من وقتی درحال تصعیدم بودم آزمون داوم پس این برام ترسی نداره. ولی به نظرم ناعادلانه ست وقتی یه نفر زیر کولر گازیای دانشگاه دولتی کنکور میده و یه نفر تو یه سالنی که پنکه سقفی ام نداره حتی! 

3) این عکسو در جریان تحقیقاتم گرفتم. رو میز یه خانوم کارمند دانشگاه بود که نمیدونم مسئولیتش چی بود. راهنماییمون کرد و گفت دختر خودشم کنکوریه. خیلی هول هولکی گرفتمش. به هرحال مهم شعره، شما اونو ببینید و به رومم نیارید که اولین کلمه هر بیتم نیفتاده تو عکس  دی:


4) نمیدونم چه اتفاقی افتاده که منی که از اول سال سیستمم زود خوابیدن و از این طرفم زود بیدار شدن بوده، دقیقا تو همین هفته آخر شبا خوابم نمیاد و صبح ها کاملا خسته م و همش چرت میزنم :/ هیچ کدوم از این دمنوشا و اینام جواب ندادن :/ 

5) داشتم به خدا میگفتم با من با فضلت رفتار کن نه با عدلت. همون دعای معروفی که هست و عربیش یادم نمیاد الان. بعد یهو با خودم فکر کردم الان بیشتر از 1 میلیون کنکوری و بیشتر از 600 هزار رقیب منم دارن همچین تقاضایی ازش میکنن. لابد هممونم منتظریم اونجور که میخوایم نشه و بریزیم سرش که "پس تو چجوری میگی مهربونی؟ این چجور مهربونیه اصلا؟" یه کم خیره شدم به روبروم و آروم گفتم حالا نمیشه همین یه بار فقط؟ =| خدایا، تو رو خدا :) فکر میکنم خدا بودنم چقدر سخته ها. نه؟

6) دلم تنگه. جا نداره. نمیدونم چرا. مگه چی توشه؟ تنگ چیه؟ تنگ فراغ خاطر؟ نه اتفاقا. نمیدونم چیه. هرچی که هست به کنکور ربط نداره. یه چیزیه که انگار با تک تک سلولای منشعب قلبم قاطی شده. عجیب و غریبه...

7) ساعت 8 تا 12 و 10 دقیقه جمعه و حتی پنج شنبه بشینین برای کنکوریای بیان دعا کنین :) وگرنه باز یه سال دیگه م همین آش و همین کاسه ست و همین مسخره نویسیای کنکوری دی: دیگه خود دانید =) 


* پذیرای موج های مثبتی که میفرستین هستم با آغوش باااااز دی: حالا در قالب دعا، کامنت، آرزوی خوب و هرجور که خودتون راحت ترین دیگه :) 

با اقتدار برو بترکووون بیا :)))) به خودت ایمان داشته باش من که مطمئنم موفق میشى :))))
اصن ساعت هشت بلند میشم شروع میکنم به قران خوندن تا ساعت دوازده و ده دقیقه ، همین کارو مامانم براى کنکور داداشمم کرد :) 
بى صبرانه منتظر خبر هاى خوبى از جمله ترکوندمش ، همینه زورت کنکور لعنتى یهههه کوچیک میبینمت هستیم :)
چشششم :) 
الهیییی :))))) والعصر بخون برام من با والعصر روابط عمیقی دارم دی:

ایشالا ایشالا (:
خدایا همین یه بار : ))))


الهی سربلند و موفق بشی گلم :**
حتما دعات میکنم
=)))) تا حالا به اندازه موهای سرم اینو گفتماااا :)
البته یه شفاف سازی بکنم که خدایی تلاش کردم دیگه... خواسته م معقول و به جاست دی:


ممنون محبوبه :*
اگه احیانا حرم رفتی تو این یکی دو روز مخصوص دعام کناااا :)
موفق باشی اسمارتیز جانم 

گوله گوله انرژی مثبت :)
ممنون :***

همشو دریافت میکنم قشنگ (=
بعدش خبری ازم نشه و اینا چیه دیگه. نهایتا اگه خراب کردی بیا اینجا می‌شینیم دور هم زار می‌زنیم! والا! 

چه تاریخی آزمون داری؟ می‌خوام دقیقا قبلش بیام سراغت و حرف بزنم. الان زوده. 
دور هم زار میزنیممم =)))) خیلی خوب بود :)

مهربون :* 
جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸ دی:

من یه کامنت واسه یه بخش از این پست دارم... که خب صلاح میدونم بعد کنکور بدمش :) میام سراغت حالا :دی
من یه حدس نصفه و نیمه ای میزنم که درمورد کدوم قسمتش دی:


آرزویی، حرفی چیزی نداشتی؟ دییی:
کدوم قسمت؟ فکر نمیکنم فکرشو بکنی کدوم قسمتو میخوام بگما!
+ شاید بخوام مخصوص و به وقتش ویژه آرزو کنم برات. عیح:| انقد عجله داری :/ :)))))
حالا وقتی گفتی میگم منم حدسمو :)

+ نه گفتم یه وقت فراموش نکرده باشی دی: 
آقااااا... من یه نوشیدنی باحال کشف کردم که از وقتی خوردمش انگاری دوپینگ کردم. اصن دلم میخواد همین الان بیان کنکورو بذارن جلوم... هم فول انرژیم کرده هم مقادیری استرس و عصبانیت و کنکوری زدگیمو شسته برده و کلا امید به زندگیمو ده برابر کرده. حالا میگم هم واسه تو هم بقیه کنکوریایی که گذرشون به این ورا میخوره:
دمنوش گل محمدی و زعفرون :) خیلی خوب بودا... اصن زعفرونش منو احیا کرد قشنگ. دوس داشتی امتحان کن (:
در مورد 5 منم دقیقا هر بار میخوام واسه کنکور دعا کنم...حس میکنم الکی دعا میکنم
چون خیلیا هستن که از من بهتر و لایق ترن واسه برآورده شدن دعاشون تو کنکور...و خب خدای بیچاره چیکار کنه؟به دعای کودومی توجه کنه آخه:/
ولی خدا اگه خدا باشه جوری بلده همه رو دریف میکنه که فکرشم نمیکنیم...
خدایا واسه منم فقط همین یه بار:)
حداقل در حد تلاش خودمون نه کمترش..

امیدوارم بهترین خودت باشی،و همه چی دست به دست هم بده که بهترین نتیجه رو بگیری
و منتظر پست بعد کنکورت هستم:))
آره بلده :)))
این خیلی مهمه که واقعا به اندازه ای که تلاش کردیم نتیجه بگیریم :) ان شاءالله خودش کمکمون کنه و همینطور بشه (:

ممنونم خیلی زیاد :)))) 

 من در سه باری که کنکور دادم تجربه بهم ثابت کرده هر وقت بیخیال بودم بی نهایت کنکورم رو خوب دادم .. پس آرووم باش و بقیه رو بسپر به خدا :))) موفق باشی 
آرومم :) ولی بیخیال نه خیلی :) یه کم خیال تو کله م هست که گاهی بندری میزنه و از وسط مغزم رد میشه ولی حال عمومیم خوبه (:

متشکرم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی ذاتش مثل گودزیلاست؛ عجیب، غیرقابل پیش بینی، گاهی وحشتناک، گاهی جالب، گاهی آرام.
چطور می شود گودزیلا ها را رام کرد؟ و چطور می شود افسار گودزیلا را به دست گرفت؟
این همان چیزیست که آدم ها را به حرکت وا می دارد...

:)
پیام های کوتاه
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Customized by a Friend